أحمد بن الحسين البيهقي / مترجم محمود مهدوى دامغانى
42
دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي )
( 1 ) جزيه بپردازند و حكم اسلام را گردن نهند . اين آيه هم از دلائل بزرگ آسمانى بودن قرآن است : در قرآن آمده است كه أَوْ كَظُلُماتٍ فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ « يا چون تاريكىهايى در دريايى ژرف كه فرو پوشد آن را موجى از بالاى موجى و از فراز آن ابرى ، تاريكىهايى برخى بر فراز برخى ديگر ، چون دستش را بيرون ميآورد آن را نخواهد ديد و هر كه را خداى نور ندهد او را هيچ نور نبود » آيهء 41 سورهء 24 ، پيامبر ( ص ) هرگز به دريا سوار نشده است و اين حالات دريا را نديده است در صورتى كه اين توصيف گيرا و رساترين توصيف حالت طوفانى درياست كه موجها همچون كوهها مىشود و ابر هم بر تاريكى دريا مىافزايد و روز را در تاريكى پيچيده و عميقى فرو ميبرد ، پيامبرى كه خود اين حالات را نديده است و در تمام مدارك تاريخ هم سفر دريايى براى او ثبت نشده است چگونه دريا را چنين توصيف مىكند چارهاى جز تسليم به اينكه قرآن كتاب آسمانى و نازل شده از جانب خداست باقى نمىماند . در اين نمونهها كه ذكر شد و نظاير آن زياد است بزرگترين دليل بر نبوت پيامبر ( ص ) آمده است . برخى از دلائل تاريخى : ميان ما و اهل كتاب اختلافى در اين مسأله نيست كه خداوند متعال ممكن است گاهى در يك ملّت و در يك عصر بيشتر از يك پيامبر فرستاده باشد و گاه ممكن است عدد ايشان به چهار هم برسد بعنوان مثال پدرى و دو پسرش و برادرزادهاش در يك زمان ميزيسته و هر چهار نفر پيامبر هم بودهاند كه عبارتند از ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و لوط عليهم السلام ، غالبا امتها داراى پيامبر بودهاند و ايشان پياپى براى رهنمونى خلق مبعوث مىشدهاند پس از ابراهيم و اسحاق يعقوب و پس از يعقوب يوسف كه پيامبر اسلام او را بزرگوار فرزند بزرگوار فرزند بزرگوار توصيف فرموده است ظهور نمودهاند ، همچنين پيامبران يكى پس از ديگرى آمدهاند ، گاه دو برادر با يك ديگر بوده و هر دو نبى بودهاند مانند موسى و هارون عليهما السلام و گاه اتفاق مىافتاده است كه افراد يك خانواده به اين افتخار نائل مىشدهاند مانند زكريا و پسرش يحيى و پسر خالهء